{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز

امروز
در خیابان
من قدم میزدم
سرمای دستانم را در جیبهایم مخفی میکردم
آهنگ موردعلاقه تورا با تمام شاد بودنش گوش دادم
و
دو عاشق دیدم
دختر با ناز گفت دوستم نداری
پسر با لبخند بلند گفت
دااارم
و بعد خندیدند
حسود نیستم
اما
من دو پیراهن بیشتر از این دختر پاره کردم
میدانم که دوستش نداشت
دوستش نداشت چون تو بلند تر فریاد میزدی دوستم داری
اما نداشتی
چهره دختر را به خاطر سپردم
چند ماه دیگر
شاعر میشود.
دیدگاه ها (۱۶)

#خوراکی

#خوراکی

مثلأ من مثل دختران فیلم های ایران قدیمهمیشه موهایم را میبافم...

#کودکان

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : ۱۱٠ ✦...

پدرخوانده پارت : ۱۸ صبح دانشگاه مثل همیشه شلوغ بود، اما ذهن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط