{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر دلتنگ خودمم

چقدر دلتنگ خودمم
دلتنگ شادی هایی
که شب و روزم را
به رنگ گل های بهاری میکرد
دلتنگ جوانیم هستم که با او گذشت
حالا
به رسم روزگار
با دست هایی که زانو هایم را بغل کرده است
برای آن همه شادی
فاتحه میخوانم و اشک میریزم
دیدگاه ها (۱)

خدایابهای سنگینی دادم تا فهمیدم فقطبه تو تکیه کنمهر دیوار دی...

و عشققیچی شدوقتی [ تو] سنگ شدیو [ من ] کاغذ

شبیه به کدامین سیگار دنیا بودم......????که مراپک زدیکام گرفت...

سختی تنهایی رو وقتی دیدمکه مترسک به کلاغ گفت:هر چقدر میخوای ...

پارت اخر

#اربـاب‌‌سـنگدل#پارت_37···ا/ت نگاهش رفت سمت کوک و بهش خیره ن...

فیک خیانت پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط