{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما چون ز درے پاے کشیدیم کشیدیم

ما چون ز درے پاے کشیدیم کشیدیم

امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشهٔ بامی که پریدیم ، پریدیم

"وحشی_بافقی"
دیدگاه ها (۱)

دلخور نباش آینه، آهی هنوز هستاز شب نترس، صورت ماهی هنوز هستگ...

تو را دوست می‌دارمبی آنکه بدانم تو ضرورتِ منیآب را که می‌نوش...

در این سراے بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملالِ ما پرنده...

محو انگشتان تو شدمبا مداد رنگیسبز می‌کشی بر برگیکه نشسته بر ...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم...#شعر#شعرخوانی#شعرفارسی#شب_ش...

مکن از برم جدایی،مرو از کنارم امشبکه نمی شکیبد از تو دل بی ق...

نادر ابراهیمی چقدر قشنگ بذر امید رو تو دل آدم می‌کاره میگه:غ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط