{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگر

ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگر
تا بسوی عالم مستی زنم گامی دگر ..

چشم مستت را بنازم ، تازه از راه آمدم
بعد ازین جامی که دادی ، باز هم جامی دگر

تا مگر مستانه بر گیرم قلم ، وز راه دور
باز بفرستم بسوی دوست پیغامی دگر

رو که زین پس از کبوتر عاشقی آموختم
گر نشد بام تو ، جویم دانه از بامی دگر

ای " امید " از مستی و از عشق برخوردار شو
خوشتر از ایام مستی نیست ایامی دگر

خنده ی خورشید را هر صبح دانی چیست رمز ؟
گوید از عمرت گذشت ای بی خبر شامی دگر ..
دیدگاه ها (۱)

روزها رفتند و من دیگر ،خود نمیدانم کدامینمآن من سرسخت مغرورم...

فرق بین "دوستت دارم" و "عاشقت هستم" چیست؟وقتی گلی را دوست دا...

بعضی واژ ها در ظاهر فقط یک کلمه اند، در ظاهر فقط یک معنی می ...

توبه کردم که دگرعشق پرستی نکنممی ننوشم نکشم اربده,مستی نکنمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط