{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P8🦋

P8🦋






جیهوپ«بعد از تموم شدن تمرینمون با پسرا تا ساعت یک موندیم تو کمپانی و خوش گذورندیم میخواستیم شبم تو کمپانی بمونیم که من یاد نارا افتادم






شوگا=موافقین شبم همینجا بمونیم
جونگکوک=اره
نامجون=اره فکر خوبیه
تهیونگ=منم موافقم
جیمین=اره خوبه بمونیم
جین=منم مشکلی ندارم
شوگا=هیونگ تو چی
جیهوپ=نه من نمیتونم نارا تو خونه تنهاست
نامجون=عه اره راست میگی
جونگکوک=اما بدون تو حال نمیده
جیهوپ=می‌خواین بیاین خونه ی من
تهیونگ= وای اره این فکر خوبیه
جیمین=زحمت نشه
جیهوپ=وای اره خیلی زحمت میشه دیوونه اینم برای من لوس میشه
جیمین=باشه چرا میزنی
جیهوپ=بلند شین بریم به حد کافی نارا الان نگرانم شده
شوگا=باشه بریم






خونه//





-نارا نارا بیا ببین کیا اومدن
نامجون=جیهوپ داد نزن شاید خوابیده بچه
-نه فکر نکنم
جونگکوک=هیونگ لیوانا کجان تشنمه
-توی کشوی کنار آشپزخونه
جونگکوک{لیوانو برداشت و رفت سمت آشپزخونه اما با دیدن نارا کف زمین لیوان از دستش افتاد زمین}
-چیشد جونگکوک{اومد آشپزخونه و با دیدن نارا جیغ بلندی کشید و رفت پیشش}
جیمین=من زنگ میزنم امبولانس
-نارا نارا بلند شو {تکونش میده }
نامجون=جیهوپ تکونش نده ممکنه خطرناک باشه
-اخه یهو چیشد{بغض}
تهیونگ= هیونگ این گوشی نارا نیست؟
-چرا
تهیونگ=اینو ببین
-این این دیگه چیه
شوگا=یعنی کی اینکارو کرده
-حتما کار اون استفه
جین=همونی که با گزارش تو اخراج شد؟
-اره فکر کنم ولی الان اینا مهم نیست آمبولانس کجا موند
جونگکوک=اومد من میرم درو باز کنم








ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۵)

P9🦋بیمارستان//جونگکوک=هیونگ تروخدا آروم باش چیزیش نمیشه- اخه...

P10🦋اتاق//-دخترم{اومد پیشش و دستشو محکم گرفت}&بابا{ضعیف}-چیک...

P7🦋00:00//نارا«ساعت از دوازده شبم رد شده بود اما بابام هنوز ...

P6🦋&{تو بغلش به خواب میره}-{پیشونیشو میبوسه} خیلی خوشگلی دخت...

جونگکوک اینطوریه که من فقط برای تهیونگ هیونگ گمشید اونورررر#...

چیشد شوهر خوشگله شما که گفته بودی نباید تا وقتی سامسونگ هس ا...

به این میگن خوشگذرونی دخترونه فکر کن پارتنرت 190 قدش باشه عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط