{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاواکی وقتی که به حرف بوروتو فکر کرد سرخ شد بوروتو چیز کا

کاواکی وقتی که به حرف بوروتو فکر کرد سرخ شد بوروتو چیز کاواکی فشار داد و یک ماده سفید چسبناک بیرون امد و نالی کاواکی خیلی داغ بود بوروتو ولش کرد و کاواکی وقتی دید بوروتو داره بوسش می کنه مثل 🍅شد و با بوروتو همراهی کرد و ۱ ساعت بعد کار تمام شد از هم کشیدن بیرون کاواکی گفت گوشنمه بوروتو به کاواکی نگاه کرد گفت برم برات غذا بیارم باهم بخوریم بوروتو رفت پایین غذا را بیاورد کاواکی از فرست استفاده کرد و لباس ناروتو رو در آورد و لباس خدمتکار پوشید و همان موقع بوروتو کاواکی دید ولی کاواکی نفهمید بوروتو پشت سرش هست بوروتو داشت دیوانه لباسی می شد که کاواکی تنش بود شده بود رفت سمت کاواکی و به کاواکی گفت گرگ کوچولو من 🎀 خیلی دوست داری من عاشق خودت کنی ای شیطون من 🎀 کاواکی گفت من بنزرت ناز شدم ؟🥺اره خیلی زیاد گرگ کوچولو نازه من❤️توهم خیلی مهربونی و همین طوروفادار ولی از این میترسم چون نمی خواهم تورو از دست بدم بوروتو گفت پس اینجوریه کاواکی گفت هرچی گفتم فراموش بوروتو شروع کرد به دست زدن ممه های کاواکی کاواکی گفت داری چیکار می‌کنی ای درد داره بس کن بوروتو گفت خیلی خوشمزی گرگ کوچولو من 🎀
دیدگاه ها (۰)

لباس کاواکی

کاواکی میگه می ......خوای .......چیکار ..کنی (.....نفس زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط