میدونستی با گریه نمیشه خوابید شبو

میدونستی با گریه نمیشه خوابید شبو
میدونستی بی انگیزه از خواب پامیشمو
خودتو برسون شاید یکم از اون حسه خوب
مونده باشه تو قلبم شاید که برگردم
خودتو برسون بهم بگو که اون روزا کی
میاد بازم بگو تا من بمونم تا کی
دیدگاه ها (۴)

مگه بعد رفتنت دیگه این دل شد دلول شد دل اصا یه وضعی که دیگه ...

بیا شاید حسی که به هم داشتیم باز آورد اون دستات با تو مرد شا...

جوری کار میدم کل تهران میشن اپیکوریولی بازم میای هر چی *وه ب...

تــو مـیـدونـستـی مـن بـی تـو تنهـاممیـدونسـتی تنـهام خنـدید...

𝓜𝔂 𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓡𝓸𝓼𝓮𝓶𝓪𝓻𝔂 𝓕𝓲𝓬پارت ششم

بچم چقدر صورتش لاغر شده...چی میکشه....باز با این هیتایی که م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط