{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏به پرواز

‏به پرواز
‏شک کرده بودم
‏به هنگامی که شانه هایم
‏از توان سنگین بال
‏خمیده بود
دیدگاه ها (۱)

خدا می داند هر بار می خندی دیوارها کابوس اوار می بینند

با عشقاز میان اشک ها و خارها خواهیم گذشت،در حالی که با اطمین...

‏تو همانی که دلم لک زده لبخندش را‏⁦ او که هرگز نتوان یافت هم...

پر است خلوتم از یاد عاشقانه توگرفته باز دل کوچکم بهانه تونسی...

✍🏼غم،باری سنگین،بر شانه‌هایی خمیده.‌صدایی خاموش،در گلو،و اشک...

ازکنارِهم گذشتیم؛چهره‌ات رافراموشکردهبودم...تو را؛از زخم‌های...

روزی من بال هایی داشتم بسی زیبا پرواز میکردم تا ناکجا آبادمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط