{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍🏼غم،

✍🏼غم،
باری سنگین،
بر شانه‌هایی خمیده.

صدایی خاموش،
در گلو،
و اشکی که،
فرصتِ چکیدن ندارد.

دنیایی تاریک،
و قلبی شکسته،
که هر لحظه،
تپش‌هایش ضعیف‌تر می‌شود.

غم،
رفیقی ناخوانده،
که هرگز،
دست از سر نمی‌گذارد.


#نوشته_های_یک_زن
دیدگاه ها (۰)

تنهایی

✍🏼چشم‌هایش،حوضچه‌ای از اشک،پر می‌شود از باران.‌باران،می‌شورد...

✍🏼تنهایی،گوشه‌ای از خیابان،سایه ای بلند،و دختر،گم‌شده در میا...

✍🏼دختر،راه می‌رود در جاده‌ای بی‌انتها،تنها،با کفش‌هایی پاره،...

عمو های من

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝔓𝔞𝔯𝔱 6بعد از ناهار خانه خلوت تر شده بود.تهیونگ جیهوپ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط