✍🏼غم،
✍🏼غم،
باری سنگین،
بر شانههایی خمیده.
صدایی خاموش،
در گلو،
و اشکی که،
فرصتِ چکیدن ندارد.
دنیایی تاریک،
و قلبی شکسته،
که هر لحظه،
تپشهایش ضعیفتر میشود.
غم،
رفیقی ناخوانده،
که هرگز،
دست از سر نمیگذارد.
#نوشته_های_یک_زن
باری سنگین،
بر شانههایی خمیده.
صدایی خاموش،
در گلو،
و اشکی که،
فرصتِ چکیدن ندارد.
دنیایی تاریک،
و قلبی شکسته،
که هر لحظه،
تپشهایش ضعیفتر میشود.
غم،
رفیقی ناخوانده،
که هرگز،
دست از سر نمیگذارد.
#نوشته_های_یک_زن
- ۱۷۰
- ۰۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط