{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌‌دستان گرمت را میان دستانم مےپرستم

‌‌دستان گرمت را میان دستانم مےپرستم
چہ در بہار و تابستان و چہ در پاییز و زمستان
لحظہ لحظہ با تو بودن را، کنار تو قدم زدن
در بارش یکریز باران را مےپرستم...

کوچہ هاے بےقرارے را دویدن با تو و
بہ خیابان آغوشت رسیدن ها را مےپرستم...
در تب و تاب هیجان تازه تر سوختن را و
دست در دست هم داشتن را مےپرستم...

اینکہ نگاهم کنے و بگویے دوستت دارم و
نگاهت کنم و بگویم عشقمے را مےپرستم...
تو آنقدر عشق بہ من مےبخشے کہ
من کنار تو بےنیازِ بےنیازم

با تو من این عاشقےها را عزیزم، مےپرستم
دیدگاه ها (۱)

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

تک پارتی✨عصر جمعه بود و هوا حسابی خوب و دلپذیر بود.ات دست دخ...

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:20(ویو لارا)وقتی که جونگکوک ...

قسمت سوم: جلسه‌ی اضطراری برای خوشحال کردن توعصر، وقتی بالاخر...

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

**عنوان: ضربان‌های پنهان باران**سالن مجلل مهمانی پر از هیاهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط