{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱سلام تپش هایِ تنِ سوزانِ من!

🍒🌱سلام تپش هایِ تنِ سوزانِ من!
این روز ها در هر تپش،
به زنده بودنم شک میکنم ،
بعد آرام دستم را رویِ سینه میگذارم
تا باز هم بودنت را حس کنم
و بتوانم به زندگی ادامه دهم...
حالِ شهر خوب نیست،
حالِ آدم هایِ شهر هم خوب نیست...
و می نویسم که یادم نرود، حق با توست،
با توست اگر نگاهم نمی کنی...
با توست اگر زبانم لال، دوستم نداری...
که خودم هم این روز ها،
روزی چند مرتبه حالم
از خودم به هم می خورد.
حالا هی به بهانه ها،
چایِ نبات به خوردم بدهند،
خوب نمی شوم. دردم را می دانم،
درمانم را هم...
درمانم حق دارد نگاهم نکند.
تب کرده ام هذیان برایت می نویسم
مغزم پر است از فکرهایِ اشتباهی !
بگذار حالت را بپرسم گرچه دیر است
عالیجنابِ شعرهایم، رو به راهی....؟؟!🌱🍒

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

‌🍒🌱انسان ها شبیه هم عمر نمی‌کنند...یکی زندگی میکندیکی تحمل.....

🌱🍒ریشه‌هایمان را بریدیمتا دست‌هایمان به هم برسدندانستیمعشقهم...

🌱🍒تودوست داشتنی ترین نسخه ای هستی که می شود پیچید!به دست و ...

فقط نگاه بیژن بنفشه خواه😄

بعد از رفتنش فهمیدم بعضی تجربه‌ها شبیه زخم نیستند که خوب شون...

Love in the dark⑤⑦هوجو: بعد گفت باید زنش بشم مجبورم کرد نامز...

‼️آقای پزشکیان، ما از طرف خودمان و کل امت مبعوث‌شده و جناب م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط