{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست

عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامی است ز من بر من و باقی همه اوست
دیدگاه ها (۶)

.

.

به خودت بنگر؛در درونت چشمه ای از قدرت نهفته است و چنانچه بدا...

مولانا:دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هی...

تهمتن به بند کمر برد چَنگگزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگیکی تیرِ...

زینب چو حال سخت حسن را نظاره کرد😭🏴دامان ز اشک و خون جگر پر س...

Attar050511

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط