{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰 "زمستان دل انگیز"

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰 "زمستان دل انگیز"
part: ²

"تهیونگ نگاهش و بالا آورد و جوری بهش نگاه کرد که داره التماس می‌کنه «لطفا نجاتم بده!»"

"فرد جلو رفت و مشتی تو دهن اون آلفا ها کوبید و با رایحه ویسکی خود همه رو بیهوش کرد و رو به پسر کوچکتر کرد"

-این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی بچه؟!

من...من داشتم از مهمانی دوستم برمی‌گشتم!

-میرسونمت همراهم بیا

و..ولی مزاحم-

-نیستی بچه جون ، همراهم بیا

"تهیونگ باشه ای آروم گفت و همراهش راه افتاد و سوار ماشین گرون قیمت اون فرد شد"

میتونم اسمتون و بپرسم آقا؟

-البته ، اسمم جونگ‌کوکه ، جئون جونگ‌کوک!

اسم زیبایی دارید!

-متشکرم ، اسم تو چیه؟

کیم تهیونگ

"جونگ‌کوک هومی کرد و ماشین و روشن کرد و از تهیونگ پرسید"

-خونتون کجاست؟!

(آدرس و گفت مثلاً)

"جونگ‌کوک به همون آدرس رفت و موقعی که تهیونگ خواست پیاده بشه جونگ‌کوک متوجه چیزِ عجیبی شد...رایحه اون امگا بدجور به دلش نشسته بود و دوست داشت تا روزی که نفس می‌کشه رایحه اش رو استشمام کنه"

خیلی ازتون ممنونم آقای جئون!

-خواهش بچه

"در همین حین مادر تهیونگ اومد و از بازویش گرفت"

•کجا بودی پسره خیره سر؟!

متاسفم مامان من میخواستم زودی بیام ولی...

•ولی چی؟(عصبانی)

-ولی نزدیک بود بهش تجا.وز بشه برای همین یکم دیر کرد خانم کیم

•اوه...متاسفم شما رو ندیدم آقای...؟

-جئون جونگ‌کوک

•آقای جئون!ممنونم که نجاتش دادید!

-کاری نکردم خانم کیم...

"مادر تهیونگ تشکری دوباره از جئون کرد و از گوش تهیونگ گرفت و اون و داخل خونه برد ، تهیونگ وارد شد و با دیدن اینکه پدرش خوابیده الهه ماه رو شکر کرد..."

•یه بار دیگه دیر کن تا نزارم دیگه بری بیرون!

ولی مامان شنیدی که آقای جىٔون چی گفتن

•هوف...برو اتاقت و یکم استراحت کن

"تهیونگ پاش و رو پله اول گذاشت و که دل درد شدیدی گرفت و رایحه غلیظ گل رز همه جا رو برداشت ، درسته امگا هیت شده بود(واسه کسایی که نمیدونن هیت چی هست ، زمانی که یه امگا هیت شده یعنی نیاز جنسیش زیاد شده)مادرش سمتش رفت و کمکش کرد تا بالا بره"

•همینجا بشین برات دمنوش بیارم تا بهتر بشی پسرم!

"مادر تهیونگ فقط زیادی روش حساس بود ، هر امگایی به زیبایی تهیونگ نبود و زیادی نگرانش می شد...کمی بعد دمنوش و آورد و به خورد تهیونگ داد"

ممنون مامان!

"مادرش بوسه ای روی پیشونی پسرش گذاشت و بیرون رفت و تهیونگ کل شب رو به آلفایی که نجاتش داده بود فکر میکرد..."

~~~~

چطور بود؟

شرایط↓
لایک:۱۱۵
کامنت:۱۰۰

#فیک_کوکوی #جونگ‌کوک #تهیونگ #بی_ال
دیدگاه ها (۱۰۲)

برید ازش حمایت کنید ✨🌷https://wisgoon.com/luna_jk_tae97شرطاش...

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰 "زمستان دل انگیز"part: ¹"دوستش جیمین به ...

اسم رمان : ‹ قلدر عاشق › شخصیت های اصلی: کیم تهیونگ ــ جئون ...

نام فیک : امگا کوچولو شخصیت های اصلی: جئون جونگ کوک ، کیم ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط