نفس روز مرگم چه روز شلوغیه

نَفَــس : روز مرگم چه روز شلوغیه
چه درداور ه ،هرقدر که نبودی امروز هستی
پرنگ تر از همیشه
زیر تابوتم رو میگیری؟؟!
چرااا؟؟!!
تو که میدونی از هر فاصله ای حست میکنم….
پس چرا جسم بی جونم رو هوایی میکنی؟؟
سرد شدم،بخ زدم
خوشحال بودم که دیگه چیزی رو حس نمیکنم
ببینم دیگه نگران این نیستی که کسی تو رو با من ببینه؟؟
اشک میرزی؟!!چرا؟؟!!
گفتم دوست دارم تو گفتی بمیر….
من فقط خواستم حرفت رو زمین نندازم…..
مادرم رو میبینی…..
گل رزی رو که اوردی ارامش نمیکنه….
جفا کردم …تنها به اون،فقط اون منو با همه ی اشتباهاتم دوستم داشت
امروز،اینجا،این خاک سرد؛تمام اون چیزیه که تو برای من خواستی
وعشق وعشق وعشق
تمام اون چیزی بود که من برای تو خواستم
عشق و مرگ تراژیدی زیباییه نه؟؟؟!!
دیدگاه ها (۲)

نَفَـــس : حالم از نسل خودم و بعد از خودم بهم میخوره! نسلی ک...

نَفَــس : وقتی حالم خوب نیست ... هرکی از راه میرسه ! هزار و ...

نَفَــس : ادم ها یک وقتایی یک اشتباهی میکنه که نمیشه به عقب ...

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره ب...

تاجگذاری ادامه پارت ۱۳

عشق غیرممکن9p

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط