{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۸

پارت ۸
فرشته ی من🕊🦢

روی صندلی نشوندم.
با دست مال کناره لبش که خونی
شده بود رو پاک می کردم.
_ اون کی بود !؟
+ همونی بود که سی بار بهم خیانت کرد!
_ پس باید میزاشتی میزدمش!
+ چرا !؟
_ چون حالم جا بیاد !
+ یا تو کی هستی که اینجوری میگی !؟ (داد)
_ به عنوان کسی که دوست داره ! (داد)
+ چ...چی!؟
_ اره درست شنیدی من عاشقتم اره
من اولین باری که دیدم عاشقت شدم ! (داد)
+ شوخی خوبی بود ! (خنده)
_ حالا میفهمی شوخی بود یا نه ! (جدی و آروم)
( سره ات رو که به طرف آسمون بود رو
به طرف خودم برگردوندم و
لبام رو گزاشتم رو لباش )
( داشتم میخندیدم که یهو
یکی سرمو برگردوند و لباش رو گزاشت رو لبام .
وقتی چشمام رو بازکردم با کسی که
دیدم خشکم زد !
او...اون....نامجون بود .
نه همکاری میکردم نه حلش میدادم .
از تعجب و شک هیچ کاری نمی کردم )
( بهد ۲ مین نامجون از ات جدا شد)
_ حالا فهمیدی شوخی نبود !

...... ادامه دارد .

بچه ها بعد این مارت دوپاره دیگه هم هست که ینی پارت ۹ و ۱۰ که پارت ۱۰ پارت اخره و این دوتا پارتو فردا میزارم . 🙂
شبتون بخیر 🎀🦋💤
دیدگاه ها (۰)

هان🐿💙

همینو کم داشتیم 😑

یونمین 🐥🐱درخواستی

پارت ۷ فرشته ی من 🕊🦢( که یهو یکی دسته منو گرفت .نگاهش کردم.د...

(پروف فیک عوض شد) ✨سرنوشت✨پارت ۴ویو اتوقتی اعضا رفتن منم خیل...

فیک نامجون پارت ۲۱ (میکاپ آرتیست)

راند اخر part 28جونگکوک: باید همون موقع میکـ... ات: من اون م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط