{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این برگریزانِ پاییز

این برگریزانِ پاییز
جان می‌ دهد برای عاشقی
دستِ دلبر را بگیری
و‌ از هیاهوی جهان دور شوی
غرقِ بوسه و آغوش
دوستت دارم بگویی و بشنوی
آدمی با همین بهانه‌ ها زنده می‌ ماند
بوی نمِ باران و هوای دلبرانه
دیدگاه ها (۰)

یخ زدنم بهانه بود …!دلمآغوش و دستان گرمت را میخواستو گرنه پا...

از وقتی دوست داشتنتدر رگ‌هایم جریان گرفتجورِ دیگر زنده‌ام، ا...

قلب من است ولی در حصار تو❤️

خوشبختی واقعی اون شبیه کهبجای فکر کردن به چشاشزل بزنی تو چشا...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

*آبان و خورشید*آن هایی که به طناب ها می‌نگریستند، طناب هایی ...

سناریوی سوکوکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط