بازی_در_خون🍷🔪
بازی_در_خون🍷🔪
پارت سیصد یک🍷🔪
+نمیدونم
لب زد
_میگی بیارن؟ خواهش میکنم
پوفی کشیدم
حالش بد بود
لب زدم
+اره صبر کن برم بگم بیارن...
رفتم بیرون
از پرستاری که اونجا بود اتاق دکتر پرسیدم که راهنمایی کرد
تقه ای به در زدم
با صدای بفرمایید رفتم داخل
دکتر نگاهی بهم انداخت
+مشکلی پیش اومده جناب؟
آروم پچ زدم
_من همسرم به هوش اومده مشکلی که نیست بزاش؟
پرونده زیر دستش که انگار برا پری بود و برسی کرد
+به جز شکستگی یکمی از سر و پا و ترک دست نه..
_کی میتونم ببرمش؟
+چون جدیدا زایمان کرده فعلا دو روزی مهم.ن واست
سر تکون دادم
شلام بچه ها اینم دوپارت دیگ🥺💋
پارت سیصد یک🍷🔪
+نمیدونم
لب زد
_میگی بیارن؟ خواهش میکنم
پوفی کشیدم
حالش بد بود
لب زدم
+اره صبر کن برم بگم بیارن...
رفتم بیرون
از پرستاری که اونجا بود اتاق دکتر پرسیدم که راهنمایی کرد
تقه ای به در زدم
با صدای بفرمایید رفتم داخل
دکتر نگاهی بهم انداخت
+مشکلی پیش اومده جناب؟
آروم پچ زدم
_من همسرم به هوش اومده مشکلی که نیست بزاش؟
پرونده زیر دستش که انگار برا پری بود و برسی کرد
+به جز شکستگی یکمی از سر و پا و ترک دست نه..
_کی میتونم ببرمش؟
+چون جدیدا زایمان کرده فعلا دو روزی مهم.ن واست
سر تکون دادم
شلام بچه ها اینم دوپارت دیگ🥺💋
- ۴.۵k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط