{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تصمیم داشتم دیگر سراغ قلم و کاغذ ونوشتن نروم.

تصمیم داشتم دیگر سراغ قلم و کاغذ ونوشتن نروم.

جه کردی با من ک هر گاه نسیم می آید

یاد موج موهایت می افتم

و

کلمات وحشی وار سرازیر می شوند از انگشتانم.....
دیدگاه ها (۲)

دنیای من هم رنگی منگیهامافکر کنم جنس رنگهایم خوب نیستسریع خا...

گاهی یک قدم عقب کشیدن طوری میشود که اگرتمام عمرباشتاب بدوی ج...

تو با آن همه ثروتت بازهم فقیری.من بااین همه نداری ازتو ثروتم...

دنیای تو ب رنگارنگی قالی کرمان استومن!بافنده ای بی جیز ب دنب...

❌ دیروز به شما گفت شرور و باز هم از اینکه شما را به شهادت رس...

آسمون صاف و آبی اینجا، هیچ شباهتی به دود خاکستری و سقف‌های س...

رمان اجبار تا عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط