یه شب دختری تو ی قبرستون موجود ماورالطبیعی رو میبینه

یه شب دختری تو ی قبرستون موجود ماورالطبیعی رو میبینه
اون موجود ازش میخواد که موضوع دیده شدنش توسط دختر رو برای هیچکس تعریف نکنه!
سال ها از اون ماجرا میگذره و دختر ازدواج میکنه و موضوع رو برای همسرش تعریف میکنه
همسرش سرش رو به زنش برمیگردونه و با لحن سردی میگه
"مگه بهت نگفته بودم واسه کسی تعریف نکن؟"

پونز:چه عکس بی ربطی! =\
دیدگاه ها (۹)

پارت معرفی THE FIRST KISSافراد اصلی داستان ات: دختری 16 سال...

مشخصات فیک:نام فیک:^فرشته ای در قلمرو دشمن^تعداد فصل:یک فصلت...

سناریو توکیو ریونجرز

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

سناریو هانما پارت۱

ی شب زیبایی بود که قرار نبود....... همیشه زیبا باشه . ا.ت ی ...

یک سگ زیادی ولگرد

رمان بهترین من،پارت۴☆چویا:گ..م شو اون طرفدازای:من که روی زمی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7|فلش بک عمارت جئون ...

Part: 11 ادامه پارت قبل=موری: آکوتاگاوا کون تو تا چند روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط