{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مبتلا گر که شوی بر غم زجرآور عشق

مبتلا گر که شوی بر غم زجرآور عشق
نه دوا هست بر این درد نه درمان دارد
بین این مردم نامحرم و بد غیر از این
چاره ای نیست که او عشق تو پنهان دارد
گاه گاهی نگهی بر دل پر خواهش کن
که به این معجزه، چشمان من عادت دارد
ای که دادی به دلم وعده ی فردا، هشدار
عمر بی حاصل ما روی به پایان دارد
دیدگاه ها (۳)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

میبخشی پارت ۵

💫 یاد داری که زمن خنده کنان پرسیدی: چه رهآورد سفر دارم از ...

یاد داری که زمن خنده کنان پرسیدی:چه رهآورد سفر دارم از این ر...

ঊ✿❀❤ ️❀✿ঊঈঊ✿❀❤ ️❀✿ঊঈیاد داریکه زمن خنده کنان پرسیدی:چه رهآور...

گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کنکه به دیوانگی از عشق تو ف...

گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کنکه به دیوانگی از عشق تو ف...

#عشق_جاویدانسیم تارت می شوم چنگی بزن بر جان مرا             ...

🌹💖❤🌹💖❤🌹💖❤گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کنکه به دیوانگی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط