صبح ها با کابوس نبودنت از خواب میپرم
صبح ها با کابوس نبودنت از خواب میپرم
با اشک برگونه نشسته
با چشمانی ابری تر از اسمان
سرد درد های دایم
بغض درگلوگیرکردی
با عکسهایت خلوت کردم
باتودرد و دل کردم
کاش عکست به حرف میومد و از نبودنت میگفت
ازین داغ بر دل نشسته
با اشک برگونه نشسته
با چشمانی ابری تر از اسمان
سرد درد های دایم
بغض درگلوگیرکردی
با عکسهایت خلوت کردم
باتودرد و دل کردم
کاش عکست به حرف میومد و از نبودنت میگفت
ازین داغ بر دل نشسته
- ۳۵۹
- ۱۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط