(☆PART18)
(☆PART18)
وقتی که به ته سالن رسیدیم تهیونگ
بادستش کمرمو گرفت
و به خودش چسبوندم هرچقدر که زور زدم
نتونستم دستاشو بردارم نمیشود زور من کجا زور اون غول کجا موقع احساسی شروع شد که می باست لبای همو ببوسیم
ویو تهیونگ
ترسو میشد از چشاش فهمید
لبامو به لباش نزدیک کردم
یک نگاه به چشاش کردم ولبامو چسبوندم به لبای نرمش هرچی مقاومت میکرد ولی من باز کار خودمو میکردم که
بعد ۴ مین لبامو از لبای خوشمزش جدا کردم
ویو ات
از خجالت داشتم آب میشدم
نمیدونستم چیکار کنم
فقط سرمو دادم پایین ۲ ساعت بعد
همه رفتن که برقصن منم روی صندلی
نشسته بودم که دیدم یکی نشت کنارمـ
و زد به شونم نگاه کردم ببینم کیه
دیدم که اقا تهیونگ.........
لایک 400
شما که شرط هارو انجام ندادین اما چون من
خیلی دوستون دارم براتون دوتا پارت گذاشتم😊💞
وقتی که به ته سالن رسیدیم تهیونگ
بادستش کمرمو گرفت
و به خودش چسبوندم هرچقدر که زور زدم
نتونستم دستاشو بردارم نمیشود زور من کجا زور اون غول کجا موقع احساسی شروع شد که می باست لبای همو ببوسیم
ویو تهیونگ
ترسو میشد از چشاش فهمید
لبامو به لباش نزدیک کردم
یک نگاه به چشاش کردم ولبامو چسبوندم به لبای نرمش هرچی مقاومت میکرد ولی من باز کار خودمو میکردم که
بعد ۴ مین لبامو از لبای خوشمزش جدا کردم
ویو ات
از خجالت داشتم آب میشدم
نمیدونستم چیکار کنم
فقط سرمو دادم پایین ۲ ساعت بعد
همه رفتن که برقصن منم روی صندلی
نشسته بودم که دیدم یکی نشت کنارمـ
و زد به شونم نگاه کردم ببینم کیه
دیدم که اقا تهیونگ.........
لایک 400
شما که شرط هارو انجام ندادین اما چون من
خیلی دوستون دارم براتون دوتا پارت گذاشتم😊💞
- ۲۰۵
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط