{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند

خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
دیوانه کجا خسبد دیوانه چه شب داند
نی روز بود نی شب در مذهب دیوانه
آن چیز که او دارد او داند او داند
از گردش گردون شد روز و شب این عالم
دیوانه آن جا را گردون بنگر داند
گر چشم سرش خسپد بی‌سر همه چشمست او
کز دیده جان خود لوح ازلی خواند
دیوانگی ار خواهی چون مرغ شو و ماهی
با خواب چو همراهی آن با تو کجا ماند
شب رو شو و عیاری در عشق چنان یاری
تا باز شود کاری زان طره که بفشاند
دیوانه دگر سانست او حامله جانست
چشمش چو به جانانست حملش نه بدو ماند
زین شرح اگر خواهی از شمس حق و شاهی
تبریز همه عالم زو نور نو افشاند...
دیدگاه ها (۱)

خواب از پیِ آن آید، تا عقلِ تو بِستاند.دیوانه کجا خسبد، دیوا...

خواب از پی آن آید تا عقل تو بستانددیوانه کجا خسبد دیوانه چه ...

مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغماییکه او صف‌های شیران را ب...

خدا یا جهان پادشاهی توراست زما خدمت آید خدائی تو راستپناه بل...

ای که در مسجد روی بهر سجود سر بجنبد دل نجنبد این چه سود مولا...

#پیامک_شهادت2 #حضرت_فاطمه_علیهاالسلامآن شب که ابوتراب با قلب...

کیومرث عباسی قصری

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط