{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختر :عشقم عشقم من اومــدم

دختر :عشقم عشقم من اومــدم
پسر:کــجا بودی؟؟
دختر :دوستم با عشقش قرار داشت رفتــه بودم پیشش تا تنــها نباشه
پسر:مگه من بهـــت نگفـته بودم با دوســتات نری قرار
دختر : آره ولی اون ول نمیــکرد میگفت باید بیای
پسر:مگه نمی دونســتی من ناراحــت میشــم اگه بری
دختر : خب چیکار کنم توأم همــش گیر میــدی
پسر:به من چرا نگفــتی؟
دختر : چون می ترسیـــدم نزاری برم بعدشم دوستم باهام قهر کنه
پسر:دیـروز یادت رفت چقدر التمــاس می کردم
دختر : وا چه التمــاسی؟؟؟
پسر:بهت گفــتم دلــم برات تنگ شده می خوام ببینــمت
دختر : ای وای راست میگــی اصلا هواسم نبود
پسر :صبح اومــدم نشستم جلو درتون فقط دوس داشتـــم از دور هم شــده فقط یه لحظه نگات کنــم
دختر : امرووززز؟؟
پسر:پسره خیلی خوشگــل بود خیلی بهش حـــسودیم شد
دختر : کـــدوم پسره؟چی میگی؟؟
پسر:همونی ک اومد جــلو درتون سـوار ماشینـــش شدی
دختر : دیــوونه اون عشـــق دوســتم بود چون خونــه‌ی ما نزدیــک بود اول اومــد دنبال من
پسر:میـدونم
دختر : از کجا میـــدونی؟؟
پسر:دیروز وقتـی رفیقــم عکســتو بهم نشون داد گفت این عــشقه جدیدمه باورم نشد....
دیدگاه ها (۱۳)

شلام شلام سال جدیدو به عشــــــــــقم و دوتا از دوتـــــستاے...

اگرنبودی من بی دلیل ترین اتفاق زمین بودمتوهستی و من محکم تری...

پارت ۷ دو دقیقه چشم تو چشم شدن که تهیونگ گفت ∆ شما دانش آموز...

کپشن

آوای شب پارت ۴ ویو ...دختر های پدرم برام انتخاب کرده بود رو ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

#قلبی_در_دو_بدنP2 همینطوری تو حیاط مشغول قدم زدن بودم و غذام...

قمار یا زندگی پارت۴۲

دختر تنها {2}

سناریو قفل آبی پارت ۴

رمان دخت من

سناریو قفل آبی پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط