{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی بد

برادر ناتنی بد 🎀²⁷

+جونگ کوک اگه بهوش بیای هققق قول میدم هقققق اذیتت نکنم هقققق م..من خیلی آدمه بدی هستم هقققق ببخشید ترو خداا بلند شوو هقق


صدای اجیر آمبولانس آمد

پرستار: زود باشید سوار شید
+چشم/بغض/
جونگ کوک رو گذاشتن رو تخت منم سوار شدم
رفتیم‌ سمت بیمارستان

که جونگ کوک رو روی یه تخت گذاشتن و بردن سمت اتاق عمل

+اقا دکتر چرا وضیعتش‌ خیلی بده؟/بغض/

دکتر: ببخشید شما کیه ایشون میشد
+نامزدشم /بغض/

دکتر : متاسفانه حالشون خیلی بده به احتمال زیاد برن کما

+چی/شوک/

کنار پنجره هایه اتاق عمل نشستم و گریه میکردم

+جونگ کوک ببخشیدهققق همش تقصیر من هققق اگه باهات خوب رفتار میکردم اینجوری نمشدهققق

+واقعا دلت میاد تنهام بزاری هققققققق

انقدر گریه کردم که خوابم برد

از خواب پریدم


...
____________________________
شرط
²⁵لایک
¹⁵ کامنت
دیدگاه ها (۲۳)

عاشقشونمممم

برادر ناتنی بد🎀²⁸رفتم پیش دکتر و گفتم +دکتر/بغض/دکتر: متاسفا...

برادر ناتنی بد 🎀²⁶از ماشین پیاده شدیم و به سمت کافه ای که خل...

برادر ناتنی بد 🎀²⁵جونگ کوک آمد جعبه ای که توش لباس کرده بودم...

ولی متاسفانه ا/ت کار خودش رو کرده بودجیمین سریع ا/ت رو با دس...

part 5عشق پنهانجونگ کوک: اجومااا《 داد》اجوما: بلهجونگ کوک: گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط