{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلمم آمده تا روزنه ایجاد کند

قلمم آمده تا روزنه ایجاد کند
بغض من را لب این پنجره فریاد کند
مثل یک مرده مفقود شدم ، می فهمی!
یکنفر نیست مرا با گل رز یاد کند
همچو یک میکده در شهر مسلمانانم
منطقی نیست کسی میکده آباد کند
طوطی مثنوی ام کاش بیاید اینبار
مرغکی را ز دل تنگ من آزاد کند
بین مردم چو پسندید مرا مادر غم
دل بی چاره ما حجله ی داماد کند
آی آنکس که به خاموشی من می خندی
منتظر باش ، دلم یکدفعه بیداد کند
دیدگاه ها (۴)

یک نفر دل به شما بست، همین ست که هستاگر او عاشق اگر مست، همی...

میشود درد دلم را به تو ابراز کنمنفسم را به نفسهای دلت ساز ...

بی تو من ماندم و این دفترِ باران زده ام با پر وبال غزل در...

شاعر شدنم حادثه ی چشم شما بودبی چشم تو خودکار و ورق رو به کم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط