.دو دستم بر صلیب اما
.دو دستم بر صلیب اما
دلم پرواز میخواهد
به تن کرده قلم تن پوشی از سوگ
و این خشکیده لب کاغذ
ز من آواز می خواهد
سخن از موت و ماتم نیست
من از مرگ پرستوها نمیگویم
من از نور خزیده کنج پستوها نمیگویم
سخن از قحطی احساس
سخن از مرگ اندیشه ست
گله از گله ی افکار بی نور و
شکایت از کهن ریشان بی ریشه ست
.
میان این همه آوار
درین شبگردی خاموش
بیا مطرب،من دیوانه را امشب به رقص آر
بزن بر طبل بی عاری
که آواز سیه رویان
برای جرعه ای گنداب
سپرده سر به بیگاری
بزن مطرب
بیا بشکن سکوت و خواب خرگوشی روباهان درباری
بزن بر طبل بی عاری
بگو زین خفته خاکستر
دوباره می کشد سر بر فلک روزی
سرور آتش و آواز بیداری
(ماردین امینی)
دلم پرواز میخواهد
به تن کرده قلم تن پوشی از سوگ
و این خشکیده لب کاغذ
ز من آواز می خواهد
سخن از موت و ماتم نیست
من از مرگ پرستوها نمیگویم
من از نور خزیده کنج پستوها نمیگویم
سخن از قحطی احساس
سخن از مرگ اندیشه ست
گله از گله ی افکار بی نور و
شکایت از کهن ریشان بی ریشه ست
.
میان این همه آوار
درین شبگردی خاموش
بیا مطرب،من دیوانه را امشب به رقص آر
بزن بر طبل بی عاری
که آواز سیه رویان
برای جرعه ای گنداب
سپرده سر به بیگاری
بزن مطرب
بیا بشکن سکوت و خواب خرگوشی روباهان درباری
بزن بر طبل بی عاری
بگو زین خفته خاکستر
دوباره می کشد سر بر فلک روزی
سرور آتش و آواز بیداری
(ماردین امینی)
- ۴.۲k
- ۰۴ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط