قرار نبود عاشقش بشم
قرار نبود عاشقش بشم
پارت: 2
*جیمین چشمش به ا.ت خورد که آروم نشسته بود و با مهربونی با همه صحبت میکرد و خیلی زیبا بود بامزه کیوت و معظلوم جیمین به جونگکوک گفت
_داداش اون دختره کیه چرا تا حالا متوجهش نشدم؟
=اون دختر معصوم ترین و بامزه ترین دختر دانشگاه هست خیلی مهربونه و رفتار کودکانه داره با همه
_من مخ اون دختر رو میزنم من میخوام مهربونیش رو نابود کنم و از بین ببرمش «با حالت شیطانی و خنده»
=اوکی داداش ولی داف های دیگه هم بودن که بدنی زیباتر داشتن میدونی که چی میگم دیگه «خندید»
*جیمین و جونگکوک نشستن سرجاشون و دخترا سعی میکردن برای جیمین عشوه گری کنند و خودشون رو بهش نزدیک کنند که یهو استاد امد و همه نشستن استاد شروع کرد به درس دادن و ا.ت خیلی خوب گوش میکرد و سوال می پرسید و یادداشت میکرد اما جیمین چی؟
اصلا حواسش به درس نبود و داشت به ا.ت نگاه میکرد و توی دفترش چهره ا.ت رو طراحی میکرد به اجزای صورت ا.ت نگاه میکرد به لب های خوش فرمش که بفکی بودن یا چشاش که مثل دریا عمیق و زیبا که مطمئن وقتی کسی نگاه میکرد می تونست توش غرق بشه فقط با یه نگاه به چشماش.......
پارت: 2
*جیمین چشمش به ا.ت خورد که آروم نشسته بود و با مهربونی با همه صحبت میکرد و خیلی زیبا بود بامزه کیوت و معظلوم جیمین به جونگکوک گفت
_داداش اون دختره کیه چرا تا حالا متوجهش نشدم؟
=اون دختر معصوم ترین و بامزه ترین دختر دانشگاه هست خیلی مهربونه و رفتار کودکانه داره با همه
_من مخ اون دختر رو میزنم من میخوام مهربونیش رو نابود کنم و از بین ببرمش «با حالت شیطانی و خنده»
=اوکی داداش ولی داف های دیگه هم بودن که بدنی زیباتر داشتن میدونی که چی میگم دیگه «خندید»
*جیمین و جونگکوک نشستن سرجاشون و دخترا سعی میکردن برای جیمین عشوه گری کنند و خودشون رو بهش نزدیک کنند که یهو استاد امد و همه نشستن استاد شروع کرد به درس دادن و ا.ت خیلی خوب گوش میکرد و سوال می پرسید و یادداشت میکرد اما جیمین چی؟
اصلا حواسش به درس نبود و داشت به ا.ت نگاه میکرد و توی دفترش چهره ا.ت رو طراحی میکرد به اجزای صورت ا.ت نگاه میکرد به لب های خوش فرمش که بفکی بودن یا چشاش که مثل دریا عمیق و زیبا که مطمئن وقتی کسی نگاه میکرد می تونست توش غرق بشه فقط با یه نگاه به چشماش.......
- ۱۲۱
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط