من چرا اینهمه تنهام نمیدانی تو؟
من چرا اینهمه تنهام نمیدانی تو؟
محو در قصه و رویام نمیدانی تو؟
چقدرپشت سرت شعر نوشتم درباد
من چرا خسته ز دنیام نمیدانی تو؟
آخرش میکشد این قصه تردید مرا
دلخورم از همه اوهام نمیدانی تو
شعر من آینه دار غم سنگین من است
زخم دارم به دوپاهام نمیدانی تو
زندگی ماتم و درد است کمی منصف باش
من چرا بی تو در اینجام نمیدانی تو؟
راز چشمان تو را هیچ نفهمیدم من
من چرا خسته وتنهام,نمیدانی تو؟
محو در قصه و رویام نمیدانی تو؟
چقدرپشت سرت شعر نوشتم درباد
من چرا خسته ز دنیام نمیدانی تو؟
آخرش میکشد این قصه تردید مرا
دلخورم از همه اوهام نمیدانی تو
شعر من آینه دار غم سنگین من است
زخم دارم به دوپاهام نمیدانی تو
زندگی ماتم و درد است کمی منصف باش
من چرا بی تو در اینجام نمیدانی تو؟
راز چشمان تو را هیچ نفهمیدم من
من چرا خسته وتنهام,نمیدانی تو؟
- ۱.۱k
- ۲۲ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط