{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کای اومد

کای اومد
_سلام
+سلام
_چیشده
+هیچی
_یاا ادم باش من بزرگت کردم
+هووووف
_بنال چیشده
+کای باید تهیونگ پیش‌خودم نگه‌دارم برای 1 ماه
_چیییی چرااا
+چون من مدرکی ازش ندارم و حتی مدرکی ندارم ولش کنم اخههه ینی چییییی هیچ غلطی نمیتونم بکنم
_اخخخخ پس باید چیکار کنی خب اون یک ماه برا چیه
+چون اگ زودتر ا یک ماه حتی برای یک روز تنهاش بزارم اخراج میشم
کای مونده بود چی بگه حقم داشت
گذشته‌م خاطره هام یعنی دوباره تکرار میشه:)?!
رفتیم پایین که انجل اومد
*یجی امروز باید اقای کیم رو ببری
+چ..ی امروززز بعدشم شما گفتین خونت ببر من کجای خونم ببرمش
_باهم زندگی کنید خب مرد به اون جذابی دلتم بخاد!
+میفهمین چیمیگید! ی مرد غریبه رو بیارم تو خونممم???
_اره اگرم میگ نه میتونی اخراج بشی
رفتم نزدیکش رفت عقب ترسید کای سریع دستمو گرفت که بلایی سرش نیارم مو کشید عقب انجل رفت تو اتاقش
+ای زنیکه@₩¡$@#) #(@#@$#@%£#₩#€¥
_وااای میدونستم بی ادبی ولی نه در این حد
+ببند دهنتو بیناموس دلقک
همه داشتن جر میخوردن و عین حال میترسیدن ازم


روزی چهارتا میزارم اگه لایک ها زیاد باشه>>>

#فیکشن
#وانشات
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۲)

HOPE>>>

رفتیم با کای غذا خوردیم پرونده هارو چک کردم ساعت 7 شب شده بو...

Satsujinpart:35+انجل از لحن حرف زدنم ترسید چون میدونست میتون...

🎸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط