داشتنت رویایی بود که هرگز به آن نمیرسیدم

داشتنت رویایی بود که هرگز به آن نمی‌رسیدم ؛
رویای گرفتن دستانت ، داشتنت و زل زدن به چشمانت را به خاک می‌برم
به آسمان ها ،
به جایی دور از تو ؛
شاید تو برای دیگری بودی و من حیران تو ، مجنونت و دیوانه‌ات
در این داستان ،
من عاشق می‌مانم و عاشق شدنت را تماشا می‌کنم
آری عزیزکرده من؛
همین قدر دردناک و زیبا
دیدگاه ها (۲)

تقصیر تو نیست من خیلی احمقم 🌓🙂

"دنیا بزار کمی با اون باشم...بعد هر وقت که خواستی می میرم......

من ناپلئون تو دزیره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط