{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی یک جمع نشسته بودم.

توی یک جمع نشسته بودم.
بی‌حوصله ...
مجله‌ای برداشتم ورق زدم
به صفحه جدول که رسید ،
مداد لای آن را برداشتم. همین‌که آرام توی دلم خواندم هفتِ عمودی ...
یکی گفت: بلند بگو !
گفتم یک واژه‌ی سه حرفیه ،
"از همه چیز برتر است"
گفت: پول
تازه عروس مجلس گفت: عشق
شوهرش گفت: یار
کودک دبستانی گفت: علم
خسته شدم با تلخی گفتم : نه! نمی‌شه!
مادر بزرگ پیر گفت: عمر
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار
سعید خندید و گفت: وام
یکی از آن میان بلند گفت: وقت
یکی گفت: آدم
دوباره یکی گفت: خدا ...

شاید کودک پابرهنه بگوید کفش
کشاورز بگوید برف
لال بگوید سخن
ناشنوا بگوید نوا
نابینا بگوید نور
و من هنوز در اندیشه‌ام
واژه‌ی سه حرفی جدول زندگی چیست؟ ...


#خدا
دیدگاه ها (۱)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³³ویو: جونگ‌کوکپشت میزم نشسته بودم...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

The Joke That Broke Us

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط