{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر زده و بی بهانه آمدی

سر زده و بی بهانه آمدی
ای سپیدی که شبانه آمدی
آمدی و خوش نشستی بر بام
به تو هر لحظه سلام
همه جا غرق گناه
شبِ تاریک و سیاه
همه جا آلوده ی رنگ و ریاست
یار یک رنگ کجاست
سر زده و بی بهانه آمدی
ای سپیدی که شبانه آمدی
#شهزاد
دیدگاه ها (۲)

زنی را می شناسم منتحمل کرده عصیان رامحبت بوده بازارشبهار کرد...

عشق اگر آمد شبیدر را به رویش باز کنداغ گشتی از تبیآتش بگیر پ...

خیال و خواب من رویاستدر این رویا دلم تنهاستهمه خواب و خیالی ...

کنار واژه ها بی توتن ِ خودکار می لرزدغزل در واژه می رویدخیال...

**شاهزاده‌ی قصر سیاه پارت۱در قلب قلمرویی تاریک، «قصر سیاه» ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط