{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکن

بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکن
مهر حریف و یار دگر می‌کنی مکن
تو در جهان غریبی غربت چه می‌کنی
قصد کدام خسته جگر می‌کنی مکن
از ما مدزد خویش به بیگانگان مرو
دزدیده سوی غیر نظر می‌کنی مکن
ای مه که چرخ زیر و زبر از برای توست
ما را خراب و زیر و زبر می‌کنی مکن
چه وعده می‌دهی و چه سوگند می‌خوری
سوگند و عشوه را تو سپر می‌کنی مکن
کو عهد و کو وثیقه که با بنده کرده‌ای
از عهد و قول خویش عبر می‌کنی مکن
ای برتر از وجود و عدم بارگاه تو
از خطه وجود گذر می‌کنی مکن


‎‌‌‌‎
دیدگاه ها (۲۹)

گراجازت میدهی،یک لحظه حیرانت شومموج لذت درنگاهت،محو چشمانت ش...

امشب در این سکوت تماشائیم بیا..یا لحظه ای به خلوت تنهائیم بی...

نشستم فکر کردم درد انسان را نفهمیدمگذشتم از خودم اما خیابان ...

دنبال مهر و عشق به دنیا ,چه میکنیاز این قبیله خواهشِ بیجا ن...

📖🕊داستان راستان 🕊📖 سعید بن عبدالله حنفی از بزرگان شیعه در کو...

Part18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط