{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت²

پارت²

فردا صبح پارک اطلس
یانا: ذهنش* اون فرد مهم دقیقا کجا تشریف دارن؟
یه مردی رو دید که با ترنج کت مشکی گوشه پارک وایستاده و سرش تو گوشیه
*رفت سمتش
یانا: سلام
ته: تو یانایی؟
یانا: بله
ته: بشین
یانا: باشه
آقا من...
ته: صبر کن.همه چیزو می‌دونم
یانا: می‌دونی چرا اینجام ؟
ته: آره. می‌دونی باید چیکار کنی دیگه ؟
یانا: نه
ته: اون سگ پدر بهت نگفت نه ؟
یانا: منظورتون آقای مینهوعه؟
ته: هرچی که تو اسمشو بزاری
من بهش میگم سگ پدر
یانا: فقط بگو چیکار کنم
ته: تو بلدی قمار بازی کنی؟
یانا:*هنگید
چی؟
ته: حرفمو دوبار تکرار نمیکنم
مطمئنم جوابت نه عه
یانا: مکث) بلدم
ته: دختره به این اسکلی و کوچولویی از کجا بلده ؟
یانا: برادرم با دوستاش خیلی بازی میکرد
به منم یاد میداد ترفنداشو منم الان بلدم
ته: آره. الان ولی مرده
یانا: ها؟
ته: خیلی خب
پس خوبه
فردا ساعت ۸ شب به آدرسی که میگم بیا
یانا: قمار سر چی ؟
ته: اگه بردی هرچقدر پول بخوای حتی بیشتر از پول هزینه درمان مادرت بهت میگم
ولی اگه باختی نه تنها پولی نمیگیری بلکه چهار سال میشی حمال خونم
شام و ناهار درست میکنی جارو میزنی خونه رو تمیز میکنی و هر کاری که ازت می‌خوام رو انجام میدی
هر کاری
یانا: من...من ...من این کارو نمیکنم
ته: باشه *پاشد که بره یانا دستشو گرفت
یانا: بشین
ته: دفعه بعدی بهم دست بزنی دهنتو پر خون میکنم
یانا: باشه باشه بشین
ته: *پوزخند
قبوله نه ؟
یانا: مکث)...قبوله
*برگه آدرسو بهش داد
ته پاشد رفت اونم پاشد رفت
ادامه...پارت²
دیدگاه ها (۲)

مث اینکه جونگکوک دیشب لایو بوده ولی من مث چیی خوابم میومد خو...

پارت ۳فردا شب یانا: *ذهنش. می‌دونم انتخاب این راه کار درستی ...

دیگه اون کلیپ طولانی رو هر دفعه نمیزارم برای رمان

(دیسکریپشن) رمان جدید

پارت۸

پارت۲۷ قمار یا زندگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط