Part
Part ⁴⁷
گوشی آسیه زنگ میخوره
دوروک جواب میده
دوروک:چیه ، تروخدا مامان جون شب عروسی راحتمون بزارید عععع
دوروک گوشی رو پرت میکنه اون ور
دوروک:خب کجا بودیم ؟
که اینبار گوشی دوروک زنگ میخوره
دوروک:الو چیه تو دیگه چی میخوایی ایبیکه ؟
برک: دیشبو یادته ؟
دوروک: گمشو بابا
برک: داداش خیلی بی ادب شدی
دوروک گوشی رو میزنه توی دیوار
ایبیکه:چی شد ؟
برک: هیچی فکر کنم گوشی رو زد توی دیوار
ایبیکه:😂
آسیه:من خوابم میاد میخوام بخوابم
دوروک:اما عشقم شب عروسیمه مگه میشه بیخیال بشم
آسیه رو میبوسه کم کم لباساشو در میاره و آسیه هم لباس دوروک رو در میاره دوروک دوباره آسیه رو میندازه روی تخت میبوسه
که یهو آسیه بلند میشه
آسیه:دوروک تو قبل از من چند تا دوست دختر داشتی ؟
دوروک:سه تا ولی بخدا هیچ کدومشون رو نبوسیدم
آسیه: یعنی بلاخره که عاشق اونا بودی
دوروک: عشقم اونا هوس بود ولی الان واقعا عاشق توام
آسیه: آها یعنی من هوس نیستم؟کاری کن باور کنم
دوروک: عشقم خودت میدونی چقدر دوست دارم
آسیه: ثابت کن
دوروک میره توی بالکن داد میزنه
دوروک: دوست دارم دوستتتت داررممم دوست دارمممم آسیهه ارننن
آسیه: چیکار میکنی دیوونه مردم خوابن
خونه ی ایبیکه و برک هم توی ساختمون روبرویی خونهی آسیه و دوروکه یعنی ایبیکه و برک میتونن از پنجره خونشون آسیه و دوروک رو ببینن
برک :پسر چته چرا داد میزنی ؟با این وضعت اومدی توی بالکن داد میزنی عشقتو اعتراف میکنی دیوونه ایی؟
ایبیکه: شوهر خواهر دوروک جون برو هر جا که میخوای عشقتو اعتراف کن ولی لطفاً یکم مراعات همسایه رو بکنید ملت خوابن
دوروک:ببخشید، حالا باورت شد ؟
آسیه: دوروک تو دیوونه ای؟
دوروک: معلومه که دیوونم مگه کسی هست که ندونه من دیوونهی توام عشقم
آسیه: خب بریم بخوابیم من خوابم میاد
دوروک: خواب چی ؟ شب اول ازدواجم بگیرم بخوابم دیوونه شدی ؟ نشنیدی مامانم چی گفت ؟گفت که مدرسه رو تعطیل کرده یعنی قرار نیست فردا بریم مدرسه
آسیه:خب که چی ؟چون فردا نمیریم مدرسه نباید شب بخوابیم ؟
دوروک سرشو فرو میکنه توی گردن آسیه
آسیه: دوروک نکن قلقلکم میاد نکن
دوروک:از امشب تو دیگه مال منی پس میتونم هرکاری که بخوام بکنم
گوشی آسیه زنگ میخوره
دوروک جواب میده
دوروک:چیه ، تروخدا مامان جون شب عروسی راحتمون بزارید عععع
دوروک گوشی رو پرت میکنه اون ور
دوروک:خب کجا بودیم ؟
که اینبار گوشی دوروک زنگ میخوره
دوروک:الو چیه تو دیگه چی میخوایی ایبیکه ؟
برک: دیشبو یادته ؟
دوروک: گمشو بابا
برک: داداش خیلی بی ادب شدی
دوروک گوشی رو میزنه توی دیوار
ایبیکه:چی شد ؟
برک: هیچی فکر کنم گوشی رو زد توی دیوار
ایبیکه:😂
آسیه:من خوابم میاد میخوام بخوابم
دوروک:اما عشقم شب عروسیمه مگه میشه بیخیال بشم
آسیه رو میبوسه کم کم لباساشو در میاره و آسیه هم لباس دوروک رو در میاره دوروک دوباره آسیه رو میندازه روی تخت میبوسه
که یهو آسیه بلند میشه
آسیه:دوروک تو قبل از من چند تا دوست دختر داشتی ؟
دوروک:سه تا ولی بخدا هیچ کدومشون رو نبوسیدم
آسیه: یعنی بلاخره که عاشق اونا بودی
دوروک: عشقم اونا هوس بود ولی الان واقعا عاشق توام
آسیه: آها یعنی من هوس نیستم؟کاری کن باور کنم
دوروک: عشقم خودت میدونی چقدر دوست دارم
آسیه: ثابت کن
دوروک میره توی بالکن داد میزنه
دوروک: دوست دارم دوستتتت داررممم دوست دارمممم آسیهه ارننن
آسیه: چیکار میکنی دیوونه مردم خوابن
خونه ی ایبیکه و برک هم توی ساختمون روبرویی خونهی آسیه و دوروکه یعنی ایبیکه و برک میتونن از پنجره خونشون آسیه و دوروک رو ببینن
برک :پسر چته چرا داد میزنی ؟با این وضعت اومدی توی بالکن داد میزنی عشقتو اعتراف میکنی دیوونه ایی؟
ایبیکه: شوهر خواهر دوروک جون برو هر جا که میخوای عشقتو اعتراف کن ولی لطفاً یکم مراعات همسایه رو بکنید ملت خوابن
دوروک:ببخشید، حالا باورت شد ؟
آسیه: دوروک تو دیوونه ای؟
دوروک: معلومه که دیوونم مگه کسی هست که ندونه من دیوونهی توام عشقم
آسیه: خب بریم بخوابیم من خوابم میاد
دوروک: خواب چی ؟ شب اول ازدواجم بگیرم بخوابم دیوونه شدی ؟ نشنیدی مامانم چی گفت ؟گفت که مدرسه رو تعطیل کرده یعنی قرار نیست فردا بریم مدرسه
آسیه:خب که چی ؟چون فردا نمیریم مدرسه نباید شب بخوابیم ؟
دوروک سرشو فرو میکنه توی گردن آسیه
آسیه: دوروک نکن قلقلکم میاد نکن
دوروک:از امشب تو دیگه مال منی پس میتونم هرکاری که بخوام بکنم
- ۳.۶k
- ۲۷ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط