{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مث جواب دیمیتری به برادرش آلیوشا تو برادران کارامازوف، وق

مث جواب دیمیتری به برادرش آلیوشا تو برادران کارامازوف، وقتی ازش پرسید: «تو کجا خواهی رفت؟»
جواب بدم: «به همان کوچه پس کوچه‌های خودم.»
دیدگاه ها (۱)

+ نمی‌تونستم از رفتن منصرفش کنم- پس چی کار کردی؟+ نشستم کنار...

مردی درون سینه‌اَم ساکن استکه هر روز،رأس ساعت نبودنت؛انتحار ...

حاضر بودم برایش بمیرم...مخصوصاً آن روز که از شدت سرما از دما...

خوشا عشق‌و خوشا خون جگر خوردنخوشا مردن؛ خوشا ...

مکتب ترنم خیال

این آهنگ جزو آهنگ های مورد علاقه منه وقتی انقدر اعصابم خورده...

نخ توی شمع از شمع پرسید: چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی ؟ شمع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط