{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دنیا پر از آدم‌هایی‌ شده که در حسرتِ ناممکن ها از درکِ بو

دنیا پر از آدم‌هایی‌ شده که در حسرتِ ناممکن ها از درکِ بویِ خوشِ گندم افتاده اند
از غرور به آینه رسیده اند
از آینه به آفرینشی هزار باره
آدم‌هایی‌ که احساسِ ما را عریان می‌‌کنند تا بر تن‌ِ فرسوده ی زندگی‌ بهشتی‌ خیالی بپوشانند
آدم‌هایی‌ که با حیرت نگاهمان میکنند
انگار اولین بار است کسی‌ به جهنم می‌‌رود
انگشت‌هایی‌ که شقیقه هامان را نشانه‌ می‌‌گیرند
ما دیوانه‌هایی‌ بی‌ نیاز از شلیک
شبحی را میمانیم که در چشم آنها دیری ‌ست مرده است
فردا روزی فراموش خواهیم کرد
آدم‌هایی‌ را که بی‌ رحمانه بزرگوارند
آنهایی که زمین را برایِ خاکی بودنش دوست دارند
آسمان را برای آبی بودنش
آنهایی که مرز‌ها را محترم دارند
حتی اگر آن طرفش ایستاده باشند
آدم‌هایی‌ که در نگاهشان رنگ جاریست
در قلبشان عشق
آنهایی که با انگشت، شقیقه ی کسی‌ را نشانه‌ نمی‌‌گیرند که مثلِ خودشان نیست
کسانی‌ که رهایی را شب به شب خواب می‌بینند
ما ....
دیدگاه ها (۲)

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

یک نفر باید باشد کهبدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز ...

یک نفر باید باشد کهبدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز ...

یک نفر باید باشد کهبدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز ...

یک نفر باید باشد کهبدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز ...

یک نفر باید باشد که بدون ترس ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز ...

یک نفر باید باشد کهبدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز ...

یک نفر باید باشد کهبدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز ...

.یک نفر باید باشد کهبدون ترسِ ِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز...

یک نفر باید باشد کهبدون ترسِ هیچگونه قضاوتی برایش همه چیز ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط