{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه صدف ها که به دریای وجود

چه صدف ها که به دریای وجود
سینه هاشان ز گهر خالی بود
ننگ نشناخته از بی هنری
شرم ناکرده از این بی گهری
سوی هر درگهشان روی نیاز
همه
جا سینه گشایند به ناز
زندگی دشمن دیرینه من
چنگ انداخته در سینه من
روز و شب با من دارد سر جنگ
هر نفس از صدف سینه تنگ
دامن افشان گهر آورده به چنگ
وان گهرها ... همه کوبیده به سنگ
دیدگاه ها (۱)

آخر ای دوست نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید سوخت در ...

مرا عمری به دنبالت کشاندی سرانجامم به خاکستر نشاندی ربودی دف...

ا در این دهر دیده کردم باز گل غم در دلم شکفت به ناز بر لبم ت...

بي تو مهتاب شبي ...

#شب است و چشم ما همی چو چشم انتظارهاستاره میکند به شب، یگان ...

طولانیه ولی بخونید دوستان.سنگسار!!! یکی نامرد نصرانیزنی را ن...

سنگسار!!!********یکی نامرد نصرانیزنی را نزد عیسی برد،و در مح...

یکی نامرد نصرانیزنی را نزد عیسی برد،و در محضر شهادت دادکه ای...

یکی نامرد نصرانیزنی را نزد عیسی برد،و در محضر شهادت دادکه ای...

یکی نامرد نصرانیزنی را نزد عیسی برد،و در محضر شهادت دادکه ای...

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط