تک پارتی نامجون

وقتی تو دعوا...

دعواتون سر یه چیز به منطق و چرت بود،اینجور دعواها خیلی کم بین شما رخ میداد ولی این سری،تو زیادی خسته بودی و بیش از حد گیر دادی اونم بیش از حد ختسه بود و آب و تابش رو زیاد کرد،بعد دعوا و حرفاش،که حسابی باعث میشد دلت بشکنه،سکوت خونه رو گرفت،بعدش تو بدون حرف اضافی وسایل مورد نیازت رو برداشتی و از خونه رفتی،اون دنبالت نیومد اما متوجه شد بود چیکار کرده و حرفاش چقدر زشت و زننده بوده،احساسات ش یه مقدار پیچیده بود،نگرانی،کمی عصبی،خسته،پشیمون،اینکه الان تو این وقت شب خونه نبودی بیشتر اذیتش میکرد،بالاخره از جاش بلند شد،میدونست کجایی و چیکار میکنی چون قبلا بهش گفته بودی،میدونست برمیگردی،ولی قبلش با اینکه خیلی براش سخت بود سعی کرد و موفق شده بود،اون خونه رو مرتب کرد بددن اینکه چیزو بشکنه،دوست داشت غذا هم درست کنه ولی میترسید همه چیز رو خراب کنه
بعد از یک ساعت کار هاش تموم شد،یه دست لباس انتخاب کرد و پوشید تا تو بیای
وقتی اومدی،تو سکوت فقط رفتی تو اتاقت که دنبالت اومد و تو چهارچوب در ایستاد
مشغول دراوردن گوشواره هات بودی،چون شب بود و شما این موقع میخوابیدین
نامجون:ا ا.ت
آروم نگاهش کردی،تو نگاهت نه سردی بود نه گرمی،عصبی نبودی خوشحالم نبودی،یه نگاه عادی
نامجون:میای بریم بیرون؟
ابروتو بالا انداختی:بیرون؟
نامجون:بابت حرفام،معذرت میخوام،میدونی که از ته دلم نبود مگه نه؟
ا.ت دوباره نگاهتو به آیینه دادی مسغول کارت شدی:آره نامجونا،میدونم
نامجون:دلی میدونم معذرت خواهی کافی نیست،از چهارچوب در فاصله میگیره و نزدیک میاد که باعث میشه نگاهتو بدی بهش،دستشو جلوت دراز میکنه و میگه:بانو،امشب با من بیا تا از دلت در بیارم،مطمعن باش به بهترین رستوران میبرمت و بعدشم هرکاری تو دوست داری میکنیم
جوابت چیه بهش؟
دیدگاه ها (۳)

فیک ایشون به تاخیر میوفته چون هیچ حمایتی نیست💃

part 3جوابی ندادم.نه چون حرفی نداشتم، چون نمی‌دونستم کدوم حر...

part 2

درخواستی هاتون رو زیر این پست بگیدموضوع،نسبت،و اینکه سناریو ...

سناریو هنتای از زوهاکوتنپارت ۱زوهاکوتن در راه رفتن به خونه ا...

یجور به مانی هیت میدن انگاری مانی نود خواسته بود یجور به مان...

ایزوکو تو برو دنبال همون هرزه ات 😒

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط