{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دوست دخترم رفتم بیرون میگه بهم دست نمیزنی، بوسم نمیکنی

با دوست دخترم رفتم بیرون میگه بهم دست نمیزنی، بوسم نمیکنی، خیلی هم بهم نمیچسبی، خب من با ممد رفیقم میرفتم بیرون که راحت تر بودم حداقل انگشتش میتونسم بکنم.
دیدگاه ها (۹)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا(شهریار وقتی زیر یه دیقه آبش...

اونقدر قیمت گوشت تو‌ این روز‌ها گرون شده که بابام‌ رفت یه شا...

اینقد گرمه که دیگه کولر جواب نیستباید یخ شیاف کنی فقط.

‏خدایا یکم گِل بده خودم یه کراش برا خودم درست کنم تو بلد نیس...

عشق در تاریکی پارت: ۷ ویو تهیونگ از خواب بیدار شدم الیس رو ک...

#چرا -من PART-4ات ولی من دوست ندارم اینجا بمونمآجوما دست من ...

#part_5#پایان_خوش_داستان_من که بابام رو دیدم شروع کرد داد زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط