{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱


یروز توی خونه نشسته بودم که مامانم یهو اومد تو اتاق و گفت

مامان ا/ت:دخترم قراره برات خواستگار بیاد

ا/ت:چی خواستگاررررررر

مامان ا/ت:راستش عمت مجبورمون کرده که تورو بدیم به جونگ کوک

ا/ت:چی مامان ولی.......

مامان ا/ت :ولی نداره پاشو حاضر شو

ویو ا/ت:

آخه چرا همش باید همه چی به حرف عمم باشه درسته حالا پسرشو دوست دارم ولی دلیل نمیشه مجبور کنه

ا/ت یه کت و شلوار پوشید و طلا هاشو انداخت و چند مین بعد عمش و بقیه رسیدن


خانواده ی ا/ت:سلام خوش اومدید

ا/ت:س..س...سلام خوش اومدید


عمه ی ا/ت: به به چه عروسی دارم من


برادر بزرگه ا/ت:فاتحه ات خوندس ا/ت

ویو ا/ت:

رفتم و براشون قهوه آوردم که یهو عمم گفت که من و کوک بریم اتاق


ا/ت و کوک رفتن اتاق

کوک:تو این چند سال که ندیدمت خوشگلتر هم شدی


ا/ت از ترس چیزی نگفت و دستاش میلرزید


کوک دستات رو دید و گفت :ببینم خوبی

ا/ت :خب را.....را....راستش میترسم


کوک:از چی


ا/ت:اینکه وقتی باهات ازدواج کردم منو بکشی


کوک:چی بکشمت من با تموم وجود عاشقتم چرا باید بکشمت



ا/ت:خب راستش......منم دوستم از همون بچگیم عاشقت بودم


کوک:منم از همون موقع که بدنیا اومدی عاشقت بودم




کوک و ا/ت رفتن بیرون که یهو......
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

ددی خون آشام من

تکپارتی جونگ کوک

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط