{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یقاتلعاشق

.قاتل.عاشق
#پارت.چهاردهم
از زبون #لوهان


از خواب بیدار شدم یکم به اطراف نگاه کردم هیچکص نبود بلند شدم رفتم بیرون به صاعت یه نگاه کردم بعدش با دو کارانو کردم لباصامو عوض کردم و رفتم دفتر چون یه خیابون پایین تر از خونه بود...
سهون:چه عجب تشریف اوردی
لوهان:ببخشید خواب موندم
کریص:پرونده جدید داریم
لوهان:چیه؟؟
چانیول:مربوط به مغز فندقیامونه
مبینا:مغز فندقی خودتی
سهون:دوباره دعوا راه نندازین وگرنه باهم کنار نمیایم...
کریص:راص میگه
حوری:کی میریم برای تحقیق
رویا:هروقت که رفتیم برای تحقیق
سهون:میگم تو خسته نمیشی از بس تیکه میپرونی:||
رویا:اصلا
سیلدا:اولین و بزرگترین قصر توی اسپانیاس
لوهان:یا استخدوس یعنی باید با هواپیما بریم¿¡
رویا:بله
کریص:لوهان بیا برات ماجرا رو تعریف کنم
رفتم نشستم پیش کریص همه چیز و تعریف کرد عاخرش اب دهنمو قورت دادم
لوهان:نخیرم من نمیام خودتون برین
رویا:چرا نمیای؟؟
سهون:از بلندی میترسه
چانیول:پس لوهان میمونه کل خونه‌رو به اضافه دفتر تمیز میکنه🍃
لوهان:هرچی فکر میکنم شما به من نیاز دارین...


#ادامه دارد•-•
دیدگاه ها (۱)

#ی.قاتل.عاشق#پارت.پانزدهماز زبون #سیلداسیلدا:خوب پس ساعت 6 ت...

𝘔𝘰𝘰𝘥1/1

𝘊𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬1/1

𝘌𝘹𝘰1/1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط