{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سری هنرنمایی‌های هم‌نسلی‌هامون😂

از سری هنرنمایی‌های هم‌نسلی‌هامون😂

خدا نمیکرد مهمون هم برامون میومد دیگه برای خودشیرینی ولکن ماجرا نبودیم پاش میفتاد رو سقفم راه می‌رفتیم هر چقدم مادرمون چشم‌غره میرفت انگار نه انگار باید هنرمونو رو میکردیم
دیدگاه ها (۰)

زنگ آخر مدرسه دهه شصتیا 🤦‍♂😆

‌‏واقعا چرا شب عروسی، عروس و دوماد رو مجبور می‌کردن جلوی دور...

من میخوامت دختر عمو پارت ۷ویو تهیونگعروسی تموم شد و مثل همیش...

Change in time / p.3

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط