{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت میکنم به آینه

پشت میکنم به آینه
رو به خودت مے ایستم
انگار بعد از دیدنت
اونے که بودم نیستم
تاریک بودم تو خودم
تصویر تو مهتاب بود
انگار تا قبل از چشات
هر چے که دیدم خواب بود
نگاهتو ازم نگیر
که بےنگات سر در گمم
مثل تو دریا نیستم
اما پر از تلاطمم
نگاهتو ازم نگیر
فرصت بده فقط یکم
از حال و روز من نپرس
بغضم نمیذاره بگم
یک عمر هر روز دلهره
یک عمر هرشب بے قرار
یه عمره اما تو یه شب
خودتو جاے من بذار
میمیرم اون روزےکه تو
از روزگارم کم بشے
به آب و آتیش میزنم
تا تو ام عاشقم بشے
نگاهتو ازم نگیر
که بے نگات سر در گمم
مثل تو دریا نیستم
اما پر از تلاطمم
نگاهتو ازم نگیر
فرصت بده فقط یکم
از حال و روز من نپرس
بغضم نمیذاره بگم...
دیدگاه ها (۱)

دوست دارم ڪہ کمےسربہ سرت بگذارمگڶِ مریم وسطِ باڸ و پرت بگذار...

نمیدانم چرا این عقل یقه ےدلم را رها نمیکند!مگر تقصیر من است ...

"متون"جمع مڪسر متن نیست"من" استڪہ "تو" را در آغوش گرفتہ است

کفشهایم را میپوشمو در زندگے قدم میزنم،من زنده ام آن قدر میرو...

برده عمارت جئون

پارت ۱۴نیم ساعت بعد یانا تو آشپزخونه بودته: چیکار میکنی ؟یان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط