من و زمان چه خوب می آییم به هم
من و زمان چه خوب می آییم به هم
گرچه رقیبیم، لیک تشابهی داریم به هم
هر دو درحال رفتنیم
او بدنبال دوار ثانیه هایی
من بدنبال محال آرزوهایی
هر دو در حال گذریم
او گذر می کند از پس ساعتی
من گذر می کنم از پس خاطری
کاش
به وقت رفتن ، ساعت را عقب می کشاندم
تا دگر بار ، تو نازنینم را در بَر می نشاندم
کاش
می دانست ، این گذر بی رحمی زمان
نیست هیچگاه ، تنهایی آدمی یکسان
براستی
تنهایی قبل از تو کجا
و
تنهایی بعد از تو کجا
....
_______
گرچه رقیبیم، لیک تشابهی داریم به هم
هر دو درحال رفتنیم
او بدنبال دوار ثانیه هایی
من بدنبال محال آرزوهایی
هر دو در حال گذریم
او گذر می کند از پس ساعتی
من گذر می کنم از پس خاطری
کاش
به وقت رفتن ، ساعت را عقب می کشاندم
تا دگر بار ، تو نازنینم را در بَر می نشاندم
کاش
می دانست ، این گذر بی رحمی زمان
نیست هیچگاه ، تنهایی آدمی یکسان
براستی
تنهایی قبل از تو کجا
و
تنهایی بعد از تو کجا
....
_______
- ۱.۳k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط