{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم،اوایل بهش میرسیدم،قشنگ

یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم،اوایل بهش میرسیدم،قشنگ بود و جون دار،کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره،خیلی قوی بود،صبور بود،اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد،
منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه،
هر گلی که خراب میشد میگفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم...
تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده،ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاهراشو حفظ کرده بود،قوی ترین گل ام و از دست دادم چون فکر کردم قویه و مقاوم...
مواظب قوی ترین های زندگی امون باشیم ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند،همیشه حامی اند،پشتت بهشون گرمه...
اما بهشون رسیدگی نمیکیم،تا اینکه یه روز میفهمی قوی ها هم از بین میرن..
دیدگاه ها (۳۲)

دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال. تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قد...

زن هنوز کاملا وارد اتوبوس نشده بود که راننده ناغافل در رو بس...

زن جوانی در جاده رانندگی می کرد برف کنار جاده نشسته بود و هو...

کلاس دوم دبستان شیفت بعدازظهر بودم، باران تندی می‌بارید، آن ...

اگه یه روز فرزندی داشتی، بیشتر از هر اسباب بازی دیگه ای براش...

اقا بهتون میگم چرا حالم بده....من وقتی ۴ سالم بود یه بچه گرب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط