part 10
part 10
مات: ات یکم آروم باش شاید اصلا اون نباشه تو فعلا برو تو اتاقت
_اگه اون باشه چی
مات:اگه اون باشه خودم صدات میزنم
ات
رفتم توی اتاقم و پشت در نشستم تا همچی رو بتونم بشنوم..
صدای تهیونگ رو شنیدم...ولی بجز اون صدای چند نفر دیگه هم میومد
بابای تهیونگ:
من میدونم که ما دوتا خاندان از گذشته ارتباط خوبی با هم نداشتیم...ولی شاید وقتش رسیده که اتفاقای گذشته رو فراموش کنیم
بات: منم موافقم که بخاطر بچه هامون به این دشمنی پایان بدیم.. ات تنها دختر منه و خوشحالیش خیلی برام مهمه و دوست دارم خوشبخت بشه
بابای تهیونگ:
حق دارین همه ی پدر و مادر ها برای بچه هاشون بهترین ها رو میخوان...راستش خیلی دوست دارم دخترتون رو ببینم...میشه صداش بزنید
بات:البته...ات دخترم بیا اینجا
ات
بابام صدام زد..
یعنی من و تهیونگ میتونیم به هم برسیم...از اتاق اومدم بیرون...میخواستم جلوی خانواده ی تهیونگ خیلی خوب خودمو نشون بدم..
آروم آروم از پله ها رفتم پایین
بابای تهیونگ:
پس حرف های پسرم درست بود.. شما مثل فرشته ها زیبایی
_ممنونم آقای کیم
بات: دخترم بیا اینجا بشین
بابای تهیونگ:
در واقع ما اومدیم از دخترتون خاستگاری کنیم..
تا دیگه همدیگه رو یواشکی نبینن و یه جورایی همچین رسمی بشه..
⋘ like please⋙
🦦🎬💍⏳️🔋🎀🍫🦋🌿👋🥂🦭
#فیک #چندپارتیتهیونگ
#فیکبیتیاس #چندپارتی
#فیکعاشقانه #نوستالژی
#فیکعاشقانهتهیونگ
مات: ات یکم آروم باش شاید اصلا اون نباشه تو فعلا برو تو اتاقت
_اگه اون باشه چی
مات:اگه اون باشه خودم صدات میزنم
ات
رفتم توی اتاقم و پشت در نشستم تا همچی رو بتونم بشنوم..
صدای تهیونگ رو شنیدم...ولی بجز اون صدای چند نفر دیگه هم میومد
بابای تهیونگ:
من میدونم که ما دوتا خاندان از گذشته ارتباط خوبی با هم نداشتیم...ولی شاید وقتش رسیده که اتفاقای گذشته رو فراموش کنیم
بات: منم موافقم که بخاطر بچه هامون به این دشمنی پایان بدیم.. ات تنها دختر منه و خوشحالیش خیلی برام مهمه و دوست دارم خوشبخت بشه
بابای تهیونگ:
حق دارین همه ی پدر و مادر ها برای بچه هاشون بهترین ها رو میخوان...راستش خیلی دوست دارم دخترتون رو ببینم...میشه صداش بزنید
بات:البته...ات دخترم بیا اینجا
ات
بابام صدام زد..
یعنی من و تهیونگ میتونیم به هم برسیم...از اتاق اومدم بیرون...میخواستم جلوی خانواده ی تهیونگ خیلی خوب خودمو نشون بدم..
آروم آروم از پله ها رفتم پایین
بابای تهیونگ:
پس حرف های پسرم درست بود.. شما مثل فرشته ها زیبایی
_ممنونم آقای کیم
بات: دخترم بیا اینجا بشین
بابای تهیونگ:
در واقع ما اومدیم از دخترتون خاستگاری کنیم..
تا دیگه همدیگه رو یواشکی نبینن و یه جورایی همچین رسمی بشه..
⋘ like please⋙
🦦🎬💍⏳️🔋🎀🍫🦋🌿👋🥂🦭
#فیک #چندپارتیتهیونگ
#فیکبیتیاس #چندپارتی
#فیکعاشقانه #نوستالژی
#فیکعاشقانهتهیونگ
- ۱۵.۶k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط