{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک برده ی ارباب جئون

فیک برده ی ارباب جئون

پارت 5







ویو ات-

همراه ارباب ب اتاقش رفتم اتاقش خیلی تاریک بود اولین بار بود ک ب اتاقش میرفتم

ات ار... ارب.. ارباب چرا گفتید بیام اتاقتون

جونگکوک. خوب ات تو قراره فردا زن من بشی

ات. بلع؟(لکنت)

جونگکوک نشنیدی چی گفتم (داد)

ات شنیدم اما ارباب

جونگکوک اما و اگر ندارع فردا زن من میشی و برام وارث میاری

ات ارباب تروخدا اینکارو با من نکنین التماستون میکنم

جونگکوک دختره ی هرزه (کمربندشو در آورد)

ات ن ارباب غلط کردم تروخدا منو نزنین ارباب

جونگکوک فایده ندارع گوهتو خوردی مگه نگفتم حرف حرفه منع ها دختره ی خیره سر

ویو ات-

تا تونست منو زد انقد زد ک کل بدنم خون بود

جونگکوک.. پاشو تن لشتو از اتاقم بنداز بیرون فردا هم آماده باش

ات. چ.. چ.. چشم ارباب

جونگکوک. گمشو بیرون

ویو ات-


آخه چرا اینجوری کرد رفتم اتاق خدمتکارا و ی دوش 30 مینی گرفتم و خابیدم

ویو ب صبح ساعت 5

اجوما. دخترم دخترم ات بیدار شو ارباب اعصابش خورده میگه برام قهوه بیار

ات. چشم اجوما
از روی تختم بلند شدم و کارای لازم و کردم و لباسم رو پوشیدم رفتم آشپزخونه

قهوه رو آماده کردم راهی شدم ب سمت اتاق ارباب

ب در ک رسیدم‌ در زدم

تق تق

ارباب . بیا تو

ات. س.. سلام ارباب

جونگکوک. چ خبرا این لکنت کوفتیت و جمع کن

ات. چشمم

جونگکوک قهوه رو بزار اینجا و تن لشتو بنداز بیرون

ات. چشم

ویو ات-

ب خیر گذشت داشتم میرفتم پایین ک تهیونگ خان صدام زد

تهیونگ خان. دخترم
بیا اینجا

ات. بلع ارباب بزرگ

تهیونگ خان. امشب برای ساعت‌ 8 آماده باش عاقد میاد عمارت تا شمارو ب عقد هم در بیارع

ات. چشم ارباب
و از اتاق خارج شدم

این روز نحس کی قرارع تموم بشه

تا ساعت 7 عمارت و تمیز کردم و اینجور کارا ک ارباب از بالکن گفت


جونگکوک. ات گمشو اتاق من

ات . سر تکون داد

ویو ات-

ب اتاق ارباب رفتم و لباسی ک برام خریده بود رو بهم داد

جونگکوک. این گوه شده‌ رو ب تن کثیفت کن ی حموم هم برو


ات . چشم


جونگکوک گمشو بیرون

ات. چشم

ب اتاقم رفتم و کارای لازم و انجام دادم
لباس و پوشیدم و ی آرایش لایت هم کردم

و ب سالن رفتم ک دیدم تهیونگ خان با ی عاقد توی سالن نشستن سلامی کردم و روی صندلی کنار ارباب نشستم

عاقد مارو ب عقد هم در آورد الان خونه خالی خالی بود خاستم برم تو اتاقم ک جونگکوک گفت

جونگکوک. کجا ات خانوم

ات . اتاقم

جونگکوک گوه اضافی نخور بدو تو اتاقم امشب هر طور شده باید وارث برام بیاری

ات . چشم


ویو ات-
ب اتاق ک رفتم

جونگکوک وارد اتاق شد و در و قفل کرد












ادامه دارد....
خابید بچه ها

چطوره ادامه بدم؟

حمایت کنید خوشگلا
دیدگاه ها (۰)

اسم.. ات تو کامنتا.🔞😈

فیک برده ی ارباب جئون پارت ۶ویو ات-صبح با دل درد شدیدی از خا...

فیک برده ی ارباب جئون پارت ۴ ویو کوکامروز پدر بزرگم میخاست‌ ...

فیک برده ی ارباب جئون پارت 3ویو ات-اجوما مارو برد داخل اتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط