در این زمین که هوا سر به سر زمستانیست ٬

در این زمین که هوا سر به سر زمستانیست ٬
زنی شبیه خودم در بهار زندانیست

زنی که نبض زمان می زند زمین او را
و انتهای غمش ابتدای ویرانیست

« اسیر » این همه « دیوار » بی دریچه شده ست
زنی که خسته از این دستهای سیمانیست

درون آینه پنهان نمی شود ٬ وقتی
زمانه خسته ی درد و زمان عریانیست

کلاغ ها به تماشای باغ آمده اند
که فصل ٬ فصل غزل های زرد آبانیست

کسی شبیه خودم عاشقانه زل زده است
به چشمهای زنی که همیشه بارانیست

کنار جاده به تنهایی ام لگد زده ام
که رد پای تو در برف جاده پیدا نیست ...

#مریم_آرام
دیدگاه ها (۱۰)

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

پارت بیست و چهارم《Custom kiss》 [[پای...

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

محموله چی بود؟ احتمالا مواد بود. ولی چرا این باند باید یه مو...

شاهکاری به نام دروغ

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

هم‌سلولی خطرناک (part7) ÷ بالاخره پیداتون کردمروزنامه از دست...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط